امی قبل از آنکه به ولزورث برود، بستهای مرموز دریافت میکند. بستهای پر از مدال به همراه یک یادداشت. در یادداشت به این نکته اشاره شده است که تمام این مدالها، متعلق به پدرش بوده است.
دلسی، به همراه مادربزرگ مهربانش زندگی میکند. مادرش، او را از همان زمان نوزادی رها کرده است. دلسی با دید دیگری به قضایا نگاه میکند و متوجه میشود که بیش از هرچیزی، دلش یک خانوادهی معمولی میخواهد.